ورزش

با فتوشاپ ما را به حاشیه بردند

نویسنده: محمدامیرپور شماره: 630
وقتی از روزهایی تعریف می‌کند که برای راضی کردن مادرش به خریدن پیراهن پرسپولیس از بازار نزدیک خانه‌شان یک‌هفته گریه کرده و بهانه گرفته اما باز هم نتوانسته آن‌ها را راضی کند...
وقتی از روزهایی تعریف می‌کند که برای راضی کردن مادرش به خریدن پیراهن پرسپولیس از بازار نزدیک خانه‌شان یک‌هفته گریه کرده و بهانه گرفته اما باز هم نتوانسته آن‌ها را راضی کند، دلمان قرص می‌شود که یکی از آن بالا آدم را زیرنظر دارد تا اگر لیاقتش را نشان داد، به چیزی که می‌خواهد برساند؛ مثل کمال کامیابی‌نیا که مثل دوره‌گردهای فوتبال از کرمان و تبریز و شهرری خودش را بالا کشید و به پرسپولیس رسید. آن هم در لباسی که نیازی نبود بخرد و بعد از امضای قرارداد تقدیمش کردند. مصاحبه با کمال کامیابی‌نیا در روزهایی انجام شد که تمام فکر و ذکرش برگشتن به تیم‌ملی و پس گرفتن پیراهنش از هافبک‌های دفاعی دعوت‌شده به اردو بود.

بگذار از تابستان شروع کنیم، البته با این پیش‌فرض که این حق هر بازیکنی است که برای قرارداد مالی‌اش به توافق برسد. اما آن همه تاخیر برای تمدید قرارداد، تو را روبه‌روی هواداران گذاشت؟
این شایعه‌ای بود که یکی از سایت‌ها راه انداخت و نمی‌دانید چقدر اول فصل اذیت شدم. بالاخره هوادار احساساتی می‌شود و کلی از انرژی‌ام برای کنار آمدن با واکنش‌های تند هواداران پرسپولیس خرج شد. من سال گذشته هم می‌دانستم که فصل بعد در پرسپولیس خواهم ماند اما تنها بحثم برای تمدید قرارداد روی مدت آن بود و می‌خواستم یک‌ساله تمدید کنم. پیشنهاد مالی الاهلی قطر دوبرابر پرسپولیس بود. اگر اهل بازارگرمی بودم که مصاحبه می‌کردم و قیمتم را بالا می‌بردم. یک مصاحبه از من نشان دهید که از پیشنهاد خارجی و مسائل مالی حرف زده باشم؟ الان هم با اطمینان می‌گویم؛‌ پرسپولیس وطن من است و در ایران جز پرسپولیس،‌ لباس تیم دیگری را نمی‌پوشم. حداقل تا روزی که مرا بخواهند.

 این همه اصرار برای بستن قرارداد یک‌ساله دلیل خاصی داشت؟ اصلا چرا فوتبالیست‌های ایرانی، برعکس بازیکنان خارجی هستند که وقتی به باشگاه معتبر اروپایی می‌روند، قرارداد بلندمدت می‌بندند تا خیالشان راحت‌تر باشد اما بازیکنان ایرانی قرارداد یک‌ساله را دوست دارند؟ دیگر بزرگ‌تر از پرسپولیس و استقلال که در ایران نداریم؟
حق باشماست اما اصرار من دو دلیل داشت. اول این‌که مصدومیت داشتم و نمی‌دانستم قرار است چقدر طول بکشد و بعد هم این‌که در ایران ممکن است ظرف مدت چندماه مدیرعامل و کادرفنی و سرمربی و بازیکنان عوض شوند. هیچ بازیکنی دوست ندارد مجبور باشد تحت هر شرایطی با سرمربی و مدیرعامل و فضای جدید کار کند. واقعا کدام باشگاه اروپایی را سراغ دارید که طی چندماه چهار بار مدیرعامل عوض کند اما در ایران داریم.

 تیم مورد علاقه‌ات هم که به جام‌جهانی نرسید. احتمالا برای تماشای بازیکنان ایتالیایی موردعلاقه‌ات باید به اولین پیشنهادی که از سری‌آ رسید، جواب مثبت بدهی؟
همه می‌دانند که من چقدر فوتبال ایتالیا را دوست دارم. عاشق میلان کارلو آنجلوتی،‌ با ستاره‌هایش کاکا و مالدینی و پیرلو بودم. اما لقب گتوزو را که به من دادند، دیگر تعصبم خیلی بیشتر شد. حذف ایتالیا فاجعه بود؛ کشوری که مربی به همه جای دنیا صادر کرده، باید سرمربی‌اش یک پیرمرد بازنشسته و به درد نخور باشد.
 
گتوزو خیلی لقب درستی است. اولین‌بار چه کسی لقب گتوزو را به تو داد؟

من و وریا غفوری رفاقت خیلی زیادی در نفت تهران با هم داشتیم. وریا غفوری من را در دفترچه‌ی تلفن‌همراهش با اسم گتوزو ذخیره کرده بود و همین اسم از دوران نفت تهران رویم ماند.
 
شاید مهم‌ترین تفاوت تو با بقیه‌ی بازیکنانی که در پست هافبک‌دفاعی بازی می‌کنند، این باشد که تو حتی در این پست هم دیده می‌شوی، برخلاف بیشتر هافبک‌دفاعی‌های بزرگ ایران و دنیا.

این را که می‌گویم،‌ قصدم تعریف از خودم نیست. اما در تمام آنالیزها بعد از بازی، من نفر اول هستم. در بیشتر فاکتورها مانند دوندگی، توپگیری، حتی پاس صحیح جزء موثرترین بازیکنان هستم. اما فیلم‌های مسابقه را که نشان می‌دهند، در هیچ‌کدام از حمله‌های پرسپولیس توی قاب تلویزیون هم حضور ندارم و دیده نمی‌شوم. هوادار پرسپولیس که پای تلویزیون نشسته و دارد مسابقه را زنده تماشا می‌کند، کرنومتر که دستش نگرفته و عملکرد من را روی جی‌پی‌اس ارزیابی نمی‌کند. به صفحه‌ی تلویزیون نگاه می‌‌کند و کامیابی‌نیا را در 18 قدم حریف نمی‌بیند. من و گتوزو هیچ‌وقت محبوب نبودیم. (می‌خندد)

 اتفاقا من برخلاف تو فکر می‌کنم هواداران پرسپولیس خیلی خوب می‌دانند که در هر پستی کدام بازیکن به درد تیم می‌خورد و کاملا به عملکرد پست‌به‌پست بازیکنان اشراف دارند.
به عنوان یک هافبک‌دفاعی کارگر، زیادی هم محبوب هستم ‌اما خداییش مهدی فقط به خاطر این‌که بیشتر از من گل زده، تعداد فالوئرهای اینستاگرامش این‌قدر بالاست. (می‌خندد)..