جهان

موگابه... بای‌بای!

نویسنده: جواد حسینی نصر شماره: 630
سال گذشته بود كه حزب اتحاد ملی آفریقایی‌های زیمبابوه «رابرت موگابه» رهبر نودودوساله‌ی كشور را به عنوان نامزد ریاست جمهوری برای سال ۲۰۱۸ معرفی كرد..
سال گذشته بود كه حزب اتحاد ملی آفریقایی‌های زیمبابوه «رابرت موگابه» رهبر نودودوساله‌ی كشور را به عنوان نامزد ریاست جمهوری برای سال ۲۰۱۸ معرفی كرد. کنگره‌ی سالانه‌ی حزب «زانو پی اف» این نامزدی را اعلام كرد و رابرت موگابه گفت قصد دارد تا صدسالگی رئیس‌جمهور باقی بماند و تقریبا همه داشتند آماده می‌شدند كه یك دوره‌ی دیگر موگابه را به عنوان دیرینه‌ترین رئیس‌جمهور آفریقایی تحمل كنند.
هیچ فرد زیر چهل‌ساله‌ی زیمبابوه‌ای روزگار بدون رابرت موگابه را تجربه و تصور نمی‌كرد تا این‌كه همه چیز به هم ریخت. موگابه به 2018 نرسید و در سی و هفتمین سال ریاست‌جمهوری‌اش ناگریز به استعفا شد. هرچند او پیش از ریاست‌جمهوری تجربه‌ی شش سال نخست‌وزیری را هم از سر گذرانده بود و سرنوشت زیمبابوه عملا نزدیك به نیم‌قرن در دستانش بود.
یك‌سال از اعتراضات شدید در كشوری بیچاره می‌گذشت. هرچند پیش از آن هم در سال92 اعتراض‌هایی برای پیروزی چندباره‌ی موگابه در انتخابات همیشگی و تكراری انجام شده بود اما این بار یك هفته زمان لازم بود تا با فشار ارتش و مردم، رابرت نودوسه‌ساله ناچار شود صندلی سی‌وهفت‌ساله را تقدیم جانشین خود كند.

دردسرهای گریس
موگابه بیشتر از هر چیز از زن دومش كه 41سال از خودش جوان‌تر بود، ضربه خورد. موگابه در زمان به دست گرفتن قدرت در سال 1980 با همسر اولش سالی موگابه زندگی می‌كرد. سالی در سال 1992 و در شصت‌سالگی درگذشت و با این‌كه همه می‌دانستند كه رابرت موگابه با منشی خود گریس در ارتباط است و حتی بچه‌دار هم شده‌اند، این دو بالاخره در سال 1996 ازدواج كردند. گریس که سخت مال‌دوست و جاه‌طلب است، جشن ازدواج شکوهمند و پرخرجی به راه‌انداخت. او نه‌تنها با زندگی مجلل و خریدهای دیوانه‌وارش مورد نفرت جامعه است بلکه هنوز داستان‌های زیادی از فساد اخلاقی و معاملات قاچاق او بر سر زبان‌هاست. سالی مثل موگابه یك مبارز بود و در كنار رابرت، برای آزادی و استقلال كشوری به نام «رودزیای جنوبی» كه تحت استعمار انگلیس بود، مبارزه می‌كردند. این دو در غنا با هم آشنا شده و ازدواج كردند. پس از ریاست جمهوری موگابه؛ سالی در امور خیریه و رسیدگی به محرومان جامعه به فعالیت پرداخت. او به ویژه به خاطر خدماتش به نظام آموزشی و پزشکی کشور تا امروز محبوبیت دارد. اما گریس شخصیتی جاه‌طلب داشت كه در سال‌های اخیر منجر به این ایده شد كه جانشین شوهر نودوسه‌ساله‌اش شده و قدرت را قبضه كند. استبداد و خودكامگی موگابه از میانه‌ی دهه‌ی 90 و بعد از مرگ سالی شروع شد و پایه‌های حکومت خود را بر سرکوب و اختناق بنا كرد. او که مانند تمام دیکتاتورها، خود را در همه‌ی کارها و دانش‌ها صاحب صلاحیت می‌دانست، ظرف چند سال کشور را در انبوه بحران‌های اقتصادی و اجتماعی غرق کرد. گریس آن اوایل به امور سیاسی علاقه‌ای نداشت و بیشتر درگیر تجملات و فعالیت‌های غیرقانونی بود تا این که از سال ۲۰۱۴ «مهارت و استعداد» خود را در عالم سیاست کشف کرد؛ نخست از دانشگاه زیمبابوه در رشته‌ی جامعه‌شناسی عنوان دکترا کسب کرد و بعد هر روز بیشتر در مجامع عمومی ظاهر شد و ریاست سازمان زنان حزب حاکم را به دست گرفت. نفوذ گریس و فرزندانش در کشور روز به روز ابعاد گسترده‌تری پیدا کرد تا آن‌جا که بسیاری او را جانشین قطعی موگابه می‌دیدند. با وجود سانسور شدید رسانه‌ای در كشور زیمبابوه، مردم از زندگی اشرافی گریس و سه فرزندش باخبر هستند که هر روز گوشه‌ای از آن از پرده بیرون می‌افتد و به نفرت و انزجار مردمی که از فقر و محرومیت رنج می‌برند، دامن می‌زند. آخرین مورد آن هم جشن تولد مفصل موگابه بود كه كلی جنجال ایجاد كرد...