۸ و ۳ لعنتی...

نویسنده: محمد امیرپور
سی‌وهشت سالگی زمان مناسبی برای خداحافظی به نظر می‌رسد. همان‌طور که برای مایکل جردن افسانه‌ای بود، وقتی که تصمیم گرفت کفش‌های ایرجردن معروفش را برای همیشه از پرش‌های سه‌گام جادویی‌اش معاف کند...
سی‌وهشت سالگی زمان مناسبی برای خداحافظی به نظر می‌رسد. همان‌طور که برای مایکل جردن افسانه‌ای بود، وقتی که تصمیم گرفت کفش‌های ایرجردن معروفش را برای همیشه از پرش‌های سه‌گام جادویی‌اش معاف کند. درست سه‌سال بعد از اینکه کمپانی دیزنی برای فرار از ورشکستگی رفت سراغ مایکل جردن تا با اعتبار او فیلم انیمیشن جم فضایی را بسازد. سی‌وهشت‌سالگی حتی برای ستاره‌ای مثل جردن که در سینما و بسکتبال به یک اندازه محبوب بود هم کافی به نظر می‌رسید. انگار کنار هم آمدن سه و هشت قربانی می‌خواهد؛ همان‌طور که فرانک لمپارد در سی‌وهشت‌سالگی از استنفوردبریج کوچانده شد و بدن آنتونیو دی‌ناتاله‌ی سی‌وهشت‌ساله با سردی سکوهای فریولی آشنا شده است. چند روز پیش بود که نحسی سی‌وهشت‌سالگی این‌بار یکی از آخرین ستاره‌های نسل بسکتبالیست‌های محبوب را هم به زانو درآورد. کوبی برایانت در آخرین بازی‌اش برابر یوتاجاز ۶۰امتیاز به دست آورد، تیمش را برنده کرد و در حضور جک نیكلسون که به افتخار او به استادیوم استیپلز سنتر آمده بود، از دنیای بسکتبال خداحافظی کرد؛ قهرمانی که در شب خداحافظی‌اش هم مثل لقبش – مار سیاه- ترسناک و زهردار بود...



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code