با خوانندگان

خود پرنسس پنداری

پرنس‌ها و پرنسس‌ها!!

نویسنده:
جامعه‌ی بشری با پیشرفت هرچه بیشتر علم و تکنولوژی، دچار گرفتاری‌های متعددی شده است. یکی از این معضلات که روز به روز بیشتر رخ نموده...

داستان جلد: فرمول طلایی
شماره‌ی 579 ،  صفحه‌های‌ 49 - 42
  • مونا حتشامی!
جامعه‌ی بشری با پیشرفت هرچه بیشتر علم و تکنولوژی، دچار گرفتاری‌های متعددی شده است. یکی از این معضلات که روز به روز بیشتر رخ نموده، مشکل خود پرنسس‌انگاری است. متأسفانه جامعه امروزی با تعداد بیشماری از این پرنس‌ها و پرنسس‌ها مواجه است كه تعدادشان رو به ازدیاد است. نگارنده روزگاری در دوره‌ی دانشجویی در محضر استادی تلمذ داشته است که از نصایح ایشان در باب ارائه‌ی یک درس یا سخنرانی این بود که تصور کن روبه‌رویت تعدادی از دوستان چهارپا و درازگوش (البته جسارتا) حضور دارند. در آن دوران پاسخ این سؤال روشن نشد که اصولا سخنرانی برای دوستان درازگوش و چهارپا چه امتیاز یا ارزشی دارد؟ ولی یحتمل دیگر شاگردان نصایح این استاد را به گوش جان شنیده و نصب‌العین زندگی خود قرار داده‌اند که امروزه همگان خود را بر‌تر از دیگران می‌دانند. نگارنده به جهت مواجهه با چندین مورد خود پرنس/پرنسس‌انگار عنوان می‌دارد که این افراد خود متعالی‌انگار(!) همواره با سری برافراشته گام برمی‌دارند. این دوستان هرگز متوجه چیزهایی که در زیست‌بوم پایین‌تر از سرشان اتفاق می‌افتد، نمی‌شوند و تمام مخلوقات برای خدمت به آن‌ها موجود شده‌اند. قرار دادن هرگونه وظیفه یا دادن هرگونه تذکر به این دوستان اشتباه محض است و مستوجب عقوبت!!!
نگارنده به عنوان یک فرد شایسته‌ی عقوبت که در برابر این دوستان گناهان غیرقابل بخششی انجام داده است، توصیه می‌کند هرگاه یکی از آن‌ها را دیدید: فرار کنید، فقط فرار.



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code