روزها

یك نفر / ۲۸دی 1391

پایان شور

نویسنده: محمدرضا جعفری
نه شور بود، نه ماهور. همایون بود، خوش‌یمن و خوش‌قدم. مادرش هم به همین دلیل اسمش را انتخاب کرد. سال‌های ابتدایی حکومت پهلوی اول در بوشهر به دنیا آمد...
نه شور بود، نه ماهور. همایون بود، خوش‌یمن و خوش‌قدم. مادرش هم به همین دلیل اسمش را انتخاب کرد. سال‌های ابتدایی حکومت پهلوی اول در بوشهر به دنیا آمد و در شرایط نابسامان اجتماعی، در کلاس‌های درس ابوالحسن صبا، مشق موسیقی کرد؛ مثل همه‌ی استادان موسیقی، از کودکی مستعد یادگیری بود و خیلی زود اصول و فنون موسیقی را از بر کرد. همایون از چهارده سالگی در رادیو ویولن ‌زد و شد پای‌ثابت برنامه‌ی گل‌ها. اسمش آن‌قدر سر زبان‌ها افتاد كه تمام خوانندگان سر‌شناس هم‌دوره‌اش بخواهند با او همکاری کنند. خرم سابقه‌ی آهنگسازی برای حسین قوامی،گلپا، ایرج و شجریان را دارد و نسل‌های مختلف با آهنگ‌های ماندگارش عاشقی کرده‌اند. خیلی‌ها خرم را به خاطر ساخت موسیقی‌های گوش‌نوازی مثل «غوغای ستارگان» یا‌‌ همان «امشب در سر شوری دارم» و «سرگشته» یا «تو ‌ای پری کجایی» می‌شناسند اما متأسفانه در مورد آثار ارکسترال و پیچیده‌ای که استاد خرم ساخته است، کمتر صحبت می‌شود؛ استادی که هنرش را به گور نبرد و شاگردان متبحری تربیت کرد تا موسیقی ایرانی را زنده نگه‌ دارند و سینه به سینه به نسل بعد منتقل کنند.
همایون هم شور بود، هم ماهور. برخلاف دستگاه موسیقی همنامش، غم و اندوه به دلش راه نمی‌داد. شور و و نشاطش به قدری بود که حتی وقتی در دوران پیری به سرطان روده دچار شد، باز هم چیزی از چهره‌ی بشاش و شادمانش کم نشد و ۸۲ سال زندگی فرح‌بخش را تجربه کرد. ﻧﻴﭽه می‌گوید اﺭﺯﺵ ﻳک  اﺣﺴﺎﺱ ﺑه ﺷﺪﺗﺶ ﻧﻴﺴﺖ بلکه ﺑه ﻣﺪت زمان آن اﺳﺖ. همین که یاد همایون خرم با گذشت ۷۰ سال از ساخت اولین موسیقی‌اش زنده است...



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code