يادداشت

كتابخانه‌ی كوچك من

در خدمت و خیانتِ لایک

نویسنده: احسان رضایی
پدیده‌ی نمایشگاه کتاب امسال، رمانی بود از یک نویسنده‌ی جوان: «قهوه‌ سرد آقای نویسنده» نوشته‌ی روزبه معین که از یکی دو هفته قبل از نمایشگاه به میدان آمد و چاپ پشت چاپ خورد...
پدیده‌ی نمایشگاه کتاب امسال، رمانی بود از یک نویسنده‌ی جوان: «قهوه‌ سرد آقای نویسنده» نوشته‌ی روزبه معین که از یکی دو هفته قبل از نمایشگاه به میدان آمد و چاپ پشت چاپ خورد. قبلا در شماره‌ی 601 مجله هم سراغ آقای معین رفتیم و آن‌جا درباره‌ی خودش و کتابش مفصل حرف زدیم. سال گذشته هم خانم چیستا یثربی توانست رمان «پستچی»اش را تبدیل به یک تب و پدیده و موج کند. هر دوی این آثار یک وجه مشترک داشتند، این‌كه قبل از انتشار روی نسخه‌ی کاغذی از طریق صفحات مجازی معروف و مشهور شده بودند و بخش‌هایی از کتاب را قبلا به شکل پاورقی تلگرامی منتشر کرده بودند. این، البته تنها خدمت شبکه‌های اجتماعی و موبایلی به ادبیات نیست. فضاهای جدید، امکانات جدیدی برای دست به دست کردن گزیده‌ی کتاب‌ها و شعرها و ابیات محبوب به دست داده‌اند و این‌طوری شاعرانی مثل صائب دوباره احیا شده‌اند و بیت‌های نابشان از این کانال به آن صفحه مدام دست به دست می‌شود. به علاوه تشکیل گروه‌های تخصصی بحث و بررسی درباره‌ی یک موضوع، به نویسندگان کتاب‌های تخصصی هم کمک می‌کند که موضوع کتاب‌هایشان را پیش از انتشار به نقد و داوری بگذارند. چه بسا افرادی که با انتشار بحث‌ها و نوشته‌هایشان با همین روش انتشار مجازی و دیدن بازخوردهای مخاطبان، از خیر تبدیل این آثار به کتاب گذشته‌اند و این‌طوری درخت‌های بیشتری حفظ شده‌اند. اصلا بعضی از ناشرها کتاب‌هایشان را اول به شکل ای-بوک می‌فروشند تا ببینند کشش بازار چقدر است و بعدا کتاب را در چه تیراژی منتشر کنند؟ یا اصلا منتشر کنند؟ اما همه‌ی‌‌ این‌ها فقط یک روی سکه است. این تکنولوژی مفید و راهگشا، گاهی می‌تواند عملکرد متفاوتی هم داشته باشد. شاعر یا نویسنده‌‌‌ی جوانی را تصور کنید که شعرها و داستان‌هایش را در صفحه‌ی اینستاگرام یا کانال تلگرامی عرضه می‌کند و بعد با مشاهده‌ی تعداد لایک‌ها و دفعات دیده شدن، نتیجه می‌گیرد مخاطبانی دارد که باید کتاب منتشر کند اما این دوست ما حواسش نیست که لایک زدن و seen کردن، هزینه‌ی بسیار کمتری از کتاب خریدن دارد و ممکن است افراد هنگام چک کردن و خواندن انبوهی از مطالب و تصاویر دیگر، این مطلب را هم رد کرده باشند. همه دیده‌ایم افرادی را که در اتوبوس و مترو برای وقت‌گذرانی کانال‌ها را نگاه می‌کنند و طبیعتا این افراد بعد از به خانه رسیدن، آن مطلب و بیت را به خاطر بسپارند؛ یعنی تصور مخاطبی که در عمل وجود ندارد. یک گرفتاری دیگر لایک، خطر جهت دادن به شعر و هنر است. این‌كه شاعر و نویسنده‌ی مورد نظر ما، برای گرفتن لایک بیشتر، بنویسد. ببیند کدام بیت یا چه حرفی بیشتر لایک می‌خورد و بعد از آن، مدام همان یک موضوع را بازتولید کند و حواسش نباشد که طبیعی است حرف‌های تندتر، لایک بیشتری می‌گیرند. این‌طوری نویسنده‌ی تازه‌کار به تکرار موضوعات خاصی مشغول می‌شود. نویسنده‌ی حرفه‌ای هم ممکن است از «استاد استاد» گفتن‌های کامنت‌ها به اشتباه بیفتد و یادش برود که همه‌ی این افراد، مخاطب حرفه‌ای ادبیات نیستند. لایک، همان‌قدر که به ادبیات کمک می‌کند، می‌تواند آسیب‌رسان هم باشد، اگر حواسمان نباشد.



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code