يادداشت

سیکل کشنده‌ی لجبازی

نویسنده: مهران باقی
تبدیل‌شدن یک اتفاق ویژه به یک «عادت»، آفت بزرگی است. استالین، دهه‌ها پیش گفته بود «مرگ یک نفر تراژدی است اما مرگ یک میلیون نفر، آمار». آلودگی هوا در این مقیاسی که در کلانشهرهای کشور وجود دارد...
#آلودگی#حمل_و_نقل_عمومی
تبدیل‌شدن یک اتفاق ویژه به یک «عادت»، آفت بزرگی است. استالین، دهه‌ها پیش گفته بود «مرگ یک نفر تراژدی است اما مرگ یک میلیون نفر، آمار». آلودگی هوا در این مقیاسی که در کلانشهرهای کشور وجود دارد، با توجه به تبعات و عوارض وحشتناک و هزینه‌های هنگفتی که بر کشور عارض می‌کند، قاعدتا باید یک بحران یا فاجعه باشد اما با توجه به تکرار سالانه‌ی آن و برخورد عجیب مسئولان که به جای حل مشکل، سعی در بازکردن مسئولیت از گردن خود و انداختن توپ در زمین دیگران از طریق جنگ‌های رسانه‌ای دارند، تبدیل شده به یک موضوع روتین در فصل سرما. به محض سردشدن هوا، رسانه‌ها پر می‌شود از هشدار در مورد «بحرانی‌بودن شرایط برای خردسالان، سالمندان و افراد بیمار» و گویی نوک پیکان این هشدار بیشتر متوجه شهروندان است تا نهادهایی که در تمامی این سال‌ها هنوز نتوانسته‌اند برای حل این بحران، چاره‌ای لحاظ کنند. از آن طرف، نقش مهم خود شهروندان در حل موضوع هم عطف به تبدیل بحران به «عادت»، بالکل نادیده انگاشته شده و خودمان هم به جای برداشتن قدم‌های مؤثر، تنها نظاره‌گر منازعات مبتذل سیاسی و انتظار برای حل‌شدن موضوع از «بالا» هستیم. غافل از این‌که بخش عمده‌ای از این آلودگی، ناشی از رفتارهای شهروندی غیراصولی خودمان است. موقع گرفتن برگه‌ی معاینه‌ی فنی که می‌شود، درست در دقیقه‌ی۹۰ تازه به فکر پیداکردن آشنایی می‌گردیم که با گرفتن مبلغی ناچیز، عیوب پرشمار و منجر به آلودگی خودرویمان را نادیده بگیرد و برگه‌ی کذایی را بگذارد کف دستمان. بدون در نظر گرفتن این مهم که دود این آلودگی قبل از هر چیز، سلامتی و جان خودمان را نشانه می‌رود، نه سلامتی فلان مدیری را که تمام مدت روز را پشت میز دفتر مجللش سپری می‌کند و تعطیلاتش را در نقاط خوش آب‌وهوای کشور. در کل بازه‌ی زمانی سرشار از آلودگی تمام خیابان‌ها پر است از ماشین‌های تک‌سرنشینی که جزء عوامل اصلی ترافیک و آلودگی هستند اما کسی حاضر نیست برای مدت سه، چهار ماه پیه استفاده از وسایل نقلیه‌ی عمومی را به جان بخرد و جز در مورد سفرهای اورژانسی، قید استفاده از اتومبیل را بزند. ما مسببان و قربانیان لجبازی هستیم، لجبازی جریانات سیاسی با هم، لجبازی ما با جریانات سیاسی و در ‌‌نهایت لجبازی ما با خودمان! خلاصه این‌که همگی در یک سیکل معیوب «لجبازی» گیر افتاده‌ایم و نمی‌دانیم قربانی درجه‌ی ‌اول این لجبازی ماییم، فرزندان‌ و والدین ما هستند و دیر یا زود خودمان در این چاه حفرشده، خواهیم افتاد و بابت این لغزش، هزینه‌های سنگینی پرداخت خواهیم کرد. یادمان باشد وقتی خودمان به فکر حفظ جان خودمان نیستیم، توقع این‌که دیگران بازی‌های سیاسی را فراموش کرده و برای حفظ سلامتی ما چاره‌اندیشی کنند، نه‌تنها خوش‌بینانه است که به ساده‌لوحی پهلو می‌زند.



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code