يادداشت

سروسامان که خواهد داد این بی‌خانمانی را

نویسنده: احسان رضایی
پدیده‌ی افراد بی‌خانمان (Homeless) یا به قول خودمان کارتن‌خواب‌ها، از مشکلات مبتلا به جامعه‌ی بشری امروز است...
#گورخواب  #فرهادی #رئیس_جمهور
پدیده‌ی افراد بی‌خانمان (Homeless) یا به قول خودمان کارتن‌خواب‌ها، از مشکلات مبتلا به جامعه‌ی بشری امروز است. تصویری از آوارگان خیابان‌ها را در شاهکارهای ادبیات یا سینما، خوانده و دیده‌ایم. فقط یک قلم، در سال۲۰۰۵ وجود ۱۰۰میلیون بی‌خانمان در کل دنیا گزارش شده بود که بین‌شان حتی کشورهای مرفهی مثل دانمارک هم نماینده داشتند (در دانمارک شش هزار و ۱۳۸ بی‌خانمان گزارش شد). علتش هم این هست که اصلا پدیده‌ی بی‌خانمانی، فقط یک موضوع اقتصادی نیست؛ یعنی حتی اگر منابع مالی کافی هم وجود داشته باشد، باز اشکالات و ایرادات دیگری مثل اعتیاد، گروه‌های خلافکار و بیماری‌های روانی مزمن هم در کار است. برای همین است که مبارزه با این پدیده، مقوله‌ی سخت و پیچیده‌ای است و متأسفانه با گذاشتن عکس و پست در شبکه‌های اجتماعی حل نمی‌شود. این‌که هفته‌ی گذشته، انتشار عکس‌های چند گورخواب، یعنی‌‌ همان کارتن‌خواب‌هایی که ییلاق قشلاق کرده‌اند، باعث به راه افتادن موجی از احساسات و عواطف شد، البته این امید را داد که جامعه‌ی ما در برابر کجی‌ها و کاستی‌ها حساس است اما راستش را بخواهید، این عواطف و احساسات کمک خاصی به صاحبان آن عکس‌های تلخ نکرد. معماهای پیچیده و چند بخشی، متأسفانه راه‌حل ساده‌ای ندارند. در معضلی مثل کارتن‌خواب‌ها، البته که باید از همه‌ی مسئولان توقع و انتظار رسیدگی داشت اما بخش مهمی از این مسئله، اجتماعی است. فرض کنیم دولت سرپناهی هم برای اسکان این گورخواب‌ها ساخت اما این افراد برای بازگشت به جامعه، نیاز به یک شغل آبرومند ندارند؟ افراد درگیر آن شغل، برای این فرد پذیرش و همدلی دارند؟ تازه، این فقط یکی از سؤالات است. جواب این سؤال‌ها را هم هیچ‌کس نمی‌تواند بدهد، جز خود ما.‌‌ همان‌طور که کس دیگری جز خود آقای فرهادی نمی‌تواند توضیح بدهد که چرا در واکنش به این موضوع دردناک، فقط یک نامه نوشته است. اصغر فرهادی یکی از مهم‌ترین چهره‌های فرهنگی حال حاضر کشورمان است که حتی در بیرون مرز‌ها هم شناخته‌شده است. اگر یک راننده‌ی تاکسی، فقط به اندازه‌ی چهار نفر مسافرش تریبون دارد و یکی مثل نگارنده، فقط در حد تیراژ مجله‌ای که در آن می‌نویسد، اصغر فرهادی، مخاطب جهانی دارد. ساده‌ترین کاری که او می‌توانست بکند، اعلام یک شماره حساب بود برای جمع‌آوری کمک مالی برای چند نفر از گورخواب‌ها. اما فرهادی و باقی چهره‌های مورد قبول و علاقه، می‌توانند تأثیرات بسیار بزرگ‌تر و مهم‌تری هم داشته باشند؛ مثلا آقای کارگردان می‌تواند درباره‌ی مسئولیت اجتماعی و مدنی هر کدام از ما در این مورد فیلم بسازد اما عجیب است که فرهادی انتخاب می‌کند به رئیس‌جمهور نامه‌ای پر از احساس بنویسد. توی این روش، رئیس‌جمهور هم به او جواب می‌دهد و تمام. خودتان انصاف بدهید، یک مشکل به آن پیچیدگی و فقط یک نامه؟ فقط چند پست تلگرامی؟ این‌طوری مشکل حل می‌شود؟

* تیتر یادداشت از یکی از قصاید خانم پروین اعتصامی است، با این شروع: «یکی پرسید از سقراط کز مردن چه خواندستی؟ / بگفت: ‌ای بی‌خبر، مرگ از چه نامی زندگانی را؟»



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code