روان‌شناسی کاربردی(4)

نویسنده: موسی‌راوندی
دلیل اصلی ترس ما از تاریکی این است که از تاریکی می‌ترسیم. پس هیچ‌گاه از تاریکی نترسید. شاید بپرسید چگونه؟...
دلیل اصلی ترس ما از تاریکی این است که از تاریکی می‌ترسیم. پس هیچ‌گاه از تاریکی نترسید. شاید بپرسید چگونه؟ واقعیت این است که نمی‌دانم! چون خودم از شدت ترس از تاریکی، جیغ می‌کشم! (یک روان‌شناسِ دکتر لازم!)
  شاد بودن به این معنا نیست که همه چیز خوب است، گاهی به این معناست که رسما رد دادید!
 تنها راه عبور از هر مانعی فقط یک چیز است، با لگد بزنی مانع را پرت کنی آن‌طرف و سپس عبور کنی! (یک شهروند وقتی می‌بیند کسبه، رسما خیابان را قُرق کرده و هر کدام جلوی مغازه‌شان یک کارتن خالی گذاشته‌اند که یعنی پارک نکن!)
 از همه‌ی کسانی که در زندگی عمیقا به من آزار رسانده‌اند، سپاسگزارم. چون با فحش دادن‌های عمیق‌تر به آن‌ها، تخلیه‌ی روانی گشته (!) و بعدش ریلکس شدم در حد لالیگا!
 «خوشبختی نمی‌تونه پول‌دار بودن باشه، نمی‌تونه مسافرت کردن و ماشین خوب سوار شدن باشه، نمی‌تونه خوب خوردن و خوب پوشیدن باشه!» آقای قاضی! شما جای من! این‌ها رو از این یارو می‌شنیدی نمی‌زدی همین شکلی فکّش رو بیاری پایین؟! عه!
 درد را از هر طرف بنویسی درد است و مرض! درد است و کوفت! یک میلیارد بار که یک جمله را به اشتراک نمی‌گذارند! عه!
 خودتان رویای خودتان را بسازید وگرنه دیگران رویای خودشان را می‌سازند.
 به راحتی می‌شود به رویاها فکر کرد ولی قبول داریم! انصافا به سختی می‌شود برای به دست آوردن‌شان قدم از قدم برداشت! ولی خب عزیزم! بد و بیراهش را چرا به روزگار می‌دهی؟!



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code