راز و رمز ملکه

نویسنده: محمدتقی حاجی‌موسی
الیزابت الکساندر مری، از‌‌ همان اول بچه‌ی خوش‌شانسی بود؛ کسی که اصلا قرار نبود هیچ‌گاه شاهزاده و سپس ملکه شود اما یک ازدواج نامتعارف در خاندان سلطنتی باعث شد مسیر زندگی او عوض شود و به خاطر این مسئله احتمالا هر شب باید به ارواح عمو و زن عمویش درود بفرستد...
الیزابت الکساندر مری، از‌‌ همان اول بچه‌ی خوش‌شانسی بود؛ کسی که اصلا قرار نبود هیچ‌گاه شاهزاده و سپس ملکه شود اما یک ازدواج نامتعارف در خاندان سلطنتی باعث شد مسیر زندگی او عوض شود و به خاطر این مسئله احتمالا هر شب باید به ارواح عمو و زن عمویش درود بفرستد. واقعیت این است که پدر الیزابت قرار نبود شاه بشود و این ادوارد بود که پسر بزرگ‌تر جورج پنجم بود و بعد از فوت پدر، پادشاه انگلستان شد اما عشق و علاقه‌ی ادوارد هشتم به والیس سیمپسون که زنی بزرگ‌تر از خودش و خارج از خانواده‌ی سلطنتی بود، باعث شد او خیلی زود بی‌خیال سلطنت شود و برود دنبال عشق و عاشقی خودش و این چنین چند سال قبل از آغاز جنگ جهانی دوم، پدرش آلبرت که بعدا نام جورج ششم را برای خودش برگزید، پادشاه انگلستان شد و الیزابت هم چون فرزند بزرگ‌تر بود، گزینه‌ی اول به ارث بردن تاج و تخت پدر شد. میراثی که چندان برایش انتظار نکشید و وقتی تنها 26‌سالش بود، توانست تاج شاهی را بر سرش بگذارد و آن را تا حالا  كه  نودساله شده، حفظ کند؛ تاجی که خیلی‌ها معتقدند روی خون مردم دنیا شناور است و البته عده‌ی هم هستند که فکر می‌کنند ملکه احتمالا پاک دست‌ترین انسان دوران است و باید هر روز برای سلامتی‌اش دعا کرد. همان‌طور که سرود ملی انگلستان در واقع دعا برای طول عمر و سلامتی شخص پادشاه یا ملکه است. به هر حال و با تمام این ماجراهایی که حول و حوش زندگی الیزابت دوم وجود دارد، این دفعه می‌خواهیم به نکاتی بپردازیم که شاید خیلی‌ها تا حالا در مورد او نمی‌دانسته‌اند و خواندن بعضی‌هایش قطعا خالی از لطف نیست...



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code