روزها

یك نفر 14 ژوئن 1986

در‌ستایشِ سایه

نویسنده: احسان رضایی
پدرانش همگی نام‌های بزرگی در تاریخ کشورش بودند. اجداد پدری‌اش، از اولین اروپایی‌هایی بودند...
پدرانش همگی نام‌های بزرگی در تاریخ کشورش بودند. اجداد پدری‌اش، از اولین اروپایی‌هایی بودند که به قاره‌ی جدید آمده بودند. یکی‌شان در کنار «فرانسیس پیزارو» فاتح اسپانیایی پرو جنگیده بوده. دیگری در نبردی که به غلبه‌ی اسپانیایی‌ها بر پاراگوئه منجر شد، رشادت کرده بود. یکی دیگر بنیانگذار شهر بوئنس آیرس بود، زادگاه خود بورخس. اجداد مادری‌اش هم همین‌طور بودند، فقط آن‌ها در جهت عکس یعنی تلاش برای آزادی قاره از چنگ اسپانیا مبارزه کرده بودند. پدر پدربزرگ مادرش، یکی از ژنرال‌های سیمون بولیوار بود و این آزادی‌بخش معروف، بارها او را ستایش کرده بود. با این حال «خورخه فرانسیسکو ایزیدور لوییس بورخس آکه‌وودو» هیچ نسبتی با شمشیر، نبرد، دوئل یا افتخارات نظامی نداشت و همواره از این بابت شرمنده بود. شوخی روزگار اما همین است که این مرد قصه‌گو، حالا از تمام مردان حماسه‌ساز خاندانش مشهورتر است.
ژوئن 1996 وقتی سوزان سونتاگ، منتقد معروف، خواست مقاله‌ای در مذمت کتابخوان‌های الکترونیک بنویسد، این مقاله را در قالب نامه‌ای خطاب به بورخس نوشت. مردی که 10سال از مرگش می‌گذشت: «بورخس عزیز، چنین گله‌هایی درباره‌ی سرنوشت کتاب- و خود خواندن- را می‌توان نزد چه کسی بهتر از تو برد؟ بورخس، 10سال گذشت! تنها چیزی که می‌خواهم بگویم این است که دل ما برای تو تنگ شده. تو به متفاوت بودن ادامه می‌دهی. دوره‌ای که در حال وارد شدن به آن هستیم، قرن بیست‌ویکم است و قرار است روح‌ها را به اشکال جدید بیازماید. اما می‌توانی مطمئن باشی برخی از ما کتابخانه‌ی بزرگ را ترک نمی‌کنیم و تو، به حمایت از ما و قهرمان ما بودن ادامه بده.» سونتاگ خطاب به بورخس نوشته بود، چون بورخس اسطوره‌ی کتاب خواندن است. مردی که 30سال آخر عمرش را در نابینایی گذراند و «مثل آن شخص فرضی که هومر می‌نامیم» بخشی بزرگی از آثارش را در تاریکی ساخت، بیشتر از هر کس دیگری کتاب خوانده بود...



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code