ورزش

خوب‌، بد، زشت

نویسنده: محمد امیرپور
فلسفه‌ی کار در تورین و یوونتوس،‌ مربی‌ساز است. هر سرمربی‌ای در تورین مجبور است با این قوانین کنار بیاید: «در یووه از بریزوبپاش خبری نیست»، «این‌جا هر نتیجه‌ای جز قهرمانی ناکامی است»...
فلسفه‌ی کار در تورین و یوونتوس،‌ مربی‌ساز است. هر سرمربی‌ای در تورین مجبور است با این قوانین کنار بیاید: «در یووه از بریزوبپاش خبری نیست»، «این‌جا هر نتیجه‌ای جز قهرمانی ناکامی است»، « کیفیت بالاتر از بیشتر تمرین کردن می‌آید، نه بیشتر خرج کردن» و... . قواعدی که بیشتر از این‌که منجر به قهرمانی در اروپا و ساختن تیم‌های پرستاره شود، به تولید مربیانی ختم می‌شود که با اصول یووه پرورش پیدا کرده‌اند و می‌توانند با فلسفه‌‌ای که آموخته‌اند، در هر جای دنیا قهرمان شوند. کارلو آنجلوتی، آنتونیو کونته، الگری،‌ کاره‌را –دستیار کونته در یووه که این روزها با «زنیت» صدرنشین لیگ روسیه است-‌ و حتی زیدان که ستاره‌ی وسط زمین یوونتوس بود، بخشی از حکمرانی فلسفه‌ی مربیگری یووه در اروپا هستند.

خوكی كه منفور بود
کارلو آنجلوتی را به عنوان یک مربی خوب در دنیای فوتبال می‌شناسند؛ کسی که هر جایی می‌رود، می‌تواند از خرابه‌های سرمربی قبلی بنایی باشکوه بسازد. بازسازی رابطه‌ی خراب بازیکنان رئال‌مادرید و مورینیو یا ترمیم حاشیه‌های درست شده بین گواردیولا و بازیکنان بایرن‌مونیخ ازكاراكتر مردی می‌‌آید كه به جای اقتدارگرایی، ترجیح می‌دهد به مجالس شبانه‌ی بازیكنانش برود و همراه آن‌ها جشن بگیرد. آنجلوتی متخصص درست کردن رابطه‌ی عاطفی با بازیکنان و بهبود شرایط است؛ ویژگی‌ای که از دوران یووه‌ به ارث برده. خاطره‌ی اولین روز آنجلوتی در تورین به قدر کافی گویاست: « اولین هفته‌ی کار‌م در تورین بود که به سمت دفتر باشگاه در حال رانندگی بودم. در تقاطع کریما، یک ستون هرمی سنگی را دیدم. خیلی خوب بود، اما یک نفر با اسپری و به زبان محلی تورین روی آن نوشته بود «یک خوک نمی‌تواند مربی باشد». واقعا شروع افتضاحی در یووه بود. وقتی به دفتر باشگاه رسیدم، همه‌ی رهبران اوباش و اولتراهای فوتبالی شهر روبه‌روی در ورودی جمع شده بودند، موجی، مدیر باشگاه به آن‌ها گفت: «شما باید با آنجلوتی در صلح باشید، فهمیدید؟!» اما آن‌ها نفهمیدند. کار در تورین سخت بود. باید هر چیزی را برای آن‌ها توضیح می‌دادید. حتی حاضر بودم یک معلم خصوصی استخدام کنم تا زبان ما را به‌ آن‌ها آموزش دهد، چون هیچ چیزی حالی‌شان نمی‌شد.» آنجلوتی در دهه‌ی80 در رم بازی می‌کرد و رقیب اصلی‌شان برای قهرمانی یووه بود. چندسال بعد هافبک میلان بود و باز هم باید با بیانکونری رقابت می‌کردند. حتی وقتی سرمربی پارما شد، این یووه بود که مدعی اصلی قهرمانی و دشمن آن‌ها بود. آنجلوتی را در تورین همیشه با شمایل یک دشمن می‌دیدند؛ ‌خوکی که حق نداشت روی نیمکت آن‌ها بنشیند. اما همیشه یک راه فرار وجود دارد؛ راه فرار آنجلوتی- آن هم وقتی همه در تورین مخالف او بودند- رفاقت با بازیکنان بود. رابطه‌ی عاطفی‌ بین باشگاه، ‌بازیکنان و آنجلوتی همه‌ی چیزی بود که یووه‌ی دوران او داشت. فلسفه‌ی کاری کارلتو از تورین شکل گرفت؛ ‌فلسفه‌ای که به او اجازه می‌داد با ستاره‌هایی که حاضر بودند برایش بمیرند، به جنگ تیم حریف، اتمسفر شهر و سکوهای پیچ شیره‌آ –جایگاه دوآتشه‌های یووه- برود. مردی که به جادوی کلمات و شوخ‌طبعی ایتالیایی‌اش به اندازه‌ی تاکتیک‌های فوتبالی و درخت کریسمس معروفش اعتقاد دارد و می‌تواند با ور طنازانه‌ی روستایی‌اش در قلب ستاره‌هایش جا باز كند...



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code