يادداشت

خطر برای جناب‌خان

نویسنده: مهدی شادمانی
در بین همه‌ی عروسک‌هایی که در تلویزیون دیده‌ایم، جناب‌خان برای همشهری جوان قصه‌ی جدایی دارد؛ چه برای آن روزهایی که تازه در خندوانه گل کرده بود و یکدفعه برایمان مهم شد
#جناب‌_خان #حق_مالكیت
در بین همه‌ی عروسک‌هایی که در تلویزیون دیده‌ایم، جناب‌خان برای همشهری جوان قصه‌ی جدایی دارد؛ چه برای آن روزهایی که تازه در خندوانه گل کرده بود و یکدفعه برایمان مهم شد و به همشهری جوان آمد. چه در روزهایی که از محبوبیت ویژه‌اش در میان مردم می‌نوشتیم و چه حتی همین سال قبل که مهمان کاورهای جلدمان بود. جناب‌خان به جرئت محبوب‌ترین عروسک دهه‌ی اخیر است که بالا‌تر از رنج سنی کودکان در خانه‌ها و در دل همه‌ی رده‌های سنی جایش را باز کرد؛ جناب‌خانی که قرار بود به فیلم سینمایی تبدیل شود و حالا ظاهرا نه از فیلم سینمایی‌اش خبری هست و نه از حضورش در خندوانه.
در اصل محبوبیت جناب‌خان که باید قاتق نان‌اش می‌شد، حالا قاتل جانش شده. عروسک محبوب تلویزیون درگیر داستان حق مالکیت شده و آقای مالک که جناب‌خان را به نام خود ثبت کرده، حالا مسیری را پیش گرفته که انت‌هایش کمتر از مرگ جناب‌خان نیست. آقای سالارزهی نه‌تنها به قیمت میلیاردی حاضر به فروش‌ جناب‌خان نیست که جلوی ادامه‌ی حضورش در تلویزیون را هم گرفته.
داستان سالارزهی و ثبت اسم جناب‌خان هم برای خودش عجیب است؛ یعنی به دلیل نبود قانون درست و درمان برای ثبت یک عروسک، تهیه‌کننده‌ی یک برنامه در شبکه‌ی خانگی، موفق شده عروسک را به نام خودش ثبت کند. عروسکی که عروسک‌گردانان و صداپیشه‌ی آن در ثبت رسمی‌اش هیچ سهمی ندارند. فکرش را بکنید کاراکتر عروسک در صحبت‌ها و بداهه‌های محمدبحرانی به جناب‌خان تبدیل می‌شود و دو عروسک‌گردان او را به حرکت درمی‌آورند اما در ‌‌نهایت چون به نام سالارزهی ثبت شده، صاحب همه‌ی حقوق معنوی‌اش اوست. حالا جدا از حقوق معنوی که سبب شده جناب‌خان‌های واقعی نتوانند برای ماندنش در خندوانه تصمیم بگیرند، حقوق مادی جناب‌خان هم به شکل عجیبی تقسیم شده است. جناب‌خان پیش از این‌که به خندوانه بیاید، یک عروسک نا‌آشنا بود در مجموعه‌ی «کوچه مروارید»، مجموعه‌ای که محصول شبکه‌ی خانگی است، هم تیراژ مشخصی دارد و هم مخاطبان مشخص که در مقابل تیراژ برنامه‌ای چون خندوانه، خنده‌دار به نظر می‌رسد. جناب‌خان در طول چند سال اخیر در کنار خندوانه بزرگ شد و البته به این برنامه‌ی تلویزیونی هم کلی مخاطب اضافه کرد اما باز هم در برابر این شهرت نه حقوقی برای صداوسیما وجود دارد و نه برای تهیه‌کننده‌ی خندوانه. هرچند با امضای قراردادهای درست و درمان می‌شد این مشکلات حقوقی و معنوی را حل کرد. اما در این بین، هیچ‌کس مثل سالارزهی به فکر حقوق خودش نبوده و به همین راحتی حقوقی که برای عروسك‌گردان‌ها و صداپیشه‌ی جناب‌خان و عوامل دیگر شهرتش هم وجود داشته از بین رفته است. حالا سالارزهی می‌گوید برای عروسک چهار میلیارد هزینه کرده - نه تو را به خدا باور می‌کنید چهار میلیارد؟ - و لابد می‌خواهد چیزی بیشتر از همین مبلغ را هم بگیرد و اوست که برای مردن یا زنده بودن جناب‌خان تصمیم می‌گیرد. حالا ادامه‌ی حیاط جناب‌خان بستگی دارد به کنار آمدن آقای سالارزهی با آخرین مبلغ پیشنهادی. حقش نیست؟ چرا حقش است، چون قانون می‌گوید اما کاش همه‌ی کسانی که به فکر تولیدات خوب هستند، فکر منافع‌شان هم باشند. اگر قانونی وجود داشت كه محمد بحرانی می‌توانست ایده و کاراکتر پیشنهادی‌اش برای جناب‌خان را ثبت کند ، این بلا بر سر عروسك محبوب خندوانه نمی‌آمد. یا حتی رامبد جوان وقتی این عروسک را به خندوانه می‌برد، فکر حق و حقوق بینندگان میلیونی‌اش بود و قراردادی چندساله و البته مشروط می بست، حتما امروز موازنه به شکل دیگری بود وجلوی زیاده‌خواهی‌ها را می‌گرفت. نه لازم بود به آقای سالارزهی میلیاردی پول بدهند و نه تن و بدن کسی می‌لرزید که نکند دیگر جناب‌خانی نباشد. جناب‌خان هم می‌شد، کلاه قرمزی، پسرخاله یا هرکدام از این کاراکتر‌های بامزه و دوست داشتنی كه هرسال جلوی چشم‌مان هستند.



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code