حکایت ناخوش احوالی رسانه‌ی ملی

نویسنده: مجید رفیعی
حال رسانه‌ی ملی خوب نیست. این قضاوت من نه از باب این است که چند وقتی است می‌شنویم آقای سرافراز طبیب‌وار احساس تکلیف کرده تا از تعدد شبکه‌های فاقد کارآیی لازم بکاهد که خود شاهدی بر مدعای اوضاع ناخوش این سازمان است...
# رسانه_ملی#ناخوش_احوال
حال رسانه‌ی ملی خوب نیست. این قضاوت من نه از باب این است که چند وقتی است می‌شنویم آقای سرافراز طبیب‌وار احساس تکلیف کرده تا از تعدد شبکه‌های فاقد کارآیی لازم بکاهد که خود شاهدی بر مدعای اوضاع ناخوش این سازمان است، نه! بلکه از این جهت به آن اعتقاد دارم که به طور مثال اخیرا یکی از مدیران ارشد رسانه‌ی ملی گفته: «تلاش‌ها برای رفع مشکل ممنوع‌التصویری برخی مجریان تلویزیونی ادامه دارد و امیدوار است که آنها دوباره به این عرصه بازگردند.»
نمی‌توانم درباره‌ی انگیزه‌ی اصلی این نوع دغدغه‌ی مدیران رسانه‌ی ملی اظهارنظر قطعی کنم اما می‌شود حدس زد بحران مخاطب یکی از دلایل روی خوش نشان دادن صداوسیما به این افراد است.اما درباره‌ی علت ممنوع‌التصویری این دسته از افراد، دو فرضیه دارم: یکی اینکه در سازمان صداوسیما مثل ده‌ها سازمان و اداره‌ی دیگر که فرض آن محتمل است، کارمندی تخلفی اداری محدود به امور سازمان متبوع خود کرده و حالا نگاه پدرانه‌ی مدیران آن سازمان تلاش در رفع و رجوع آن مسئله دارد که ما را به آن کاری نیست. خدا هم خیرشان دهد.فرض دوم این است که ممنوع‌التصویری یک یا چند تن از مجریان صدا یا سیما به خاطر حاشیه‌هایی بوده که در خارج از سازمان صداوسیما برای خود ایجاد کرده‌اند. در این فرض به واسطه‌ی شهرت آن فرد یا افراد، مسئله ابعاد وسیع‌تری پیدا کرده و از حالت یک مشکل درون‌سازمانی خارج می‌شود. صحبت كردن از حرمت زندگی خصوصی افراد هم بی‌فایده است چراکه خودشان برای آن حرمتی قائل نبوده‌اند. در واقع بی‌توجهی آن افراد به «جایگاه ملی»‌ای که از لطف رسانه‌ی ملی پیدا کرده‌اند، مرزهای حریم خصوصی آنها را جابه‌جا می‌کند و نمی‌توانند برای این مورد ادعایی داشته باشند. در این میان «خانم‌های مجری شاغل در سیما» باید حساسیت بیشتری داشته باشند.
به شما حق می‌دهم كه نگاه عطوفت‌آمیز یا ذهن مثبت‌اندیش‌تان به مسائل، به نقد یادداشت من بینجامد اما شما هم به بنده حق بدهید آنجا که فکر می‌کنم رسانه‌ی ملی درباره‌ی آدم‌هایی که الگوهای زندگی من و شما شده‌اند یا گفتارشان در سطحی گسترده بر خانواده‌ی ما اثر دارد، با خوش‌بینی مفرط برخورد می‌کند و به ستاره‌بازی افتاده، نقد خود را بگویم؛ خواه مقبول افتد و خواه نیفتد.به قول حافظ، رموز مصلحت ملک خسروان دانند!»



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code