تبارشناسی امضا به سبک خودم

نویسنده: رامبد خانلری
هر آدمی باید برای خودش یک امضا داشته باشد، اصلا امضا برای آدم مثل بارکد است برای کالا. به قول دوستی ارزش هر آدمی را ارزش امضایش مشخص می‌کند....
 هر آدمی باید برای خودش یک امضا داشته باشد، اصلا امضا برای آدم مثل بارکد است برای کالا. به قول دوستی ارزش هر آدمی را ارزش امضایش مشخص می‌کند. امضای شما چقدر می‌ارزد؟ چند نفر دوست دارند امضای شما را داشته باشند؟ چند نفر از شما موقع جواب دادن به این سوال احساس غم به سراغتان آمد و چند نفر این سوال را با غرور جواب دادید؟ این غم و این غرور ارتباط مستقیمی با همان ارزش امضای شما دارد. هرقدر که امضای شما ارزش مادی یا معنوی بیشتری داشته باشد، شما با غرور بیشتری به سوال من جواب می‌دهید و هرقدر که ارزش کمتر باشد با غم بیشتری، اصلا ممکن است به وقت جواب دادن به این سوال، غم دنیا دل شما را پر کند و دچار یأس فلسفی شوید، همین‌جاست که احتمالا باید مسیر زندگی‌تان را عوض کنید و به‌گونه‌ای دیگر زندگی کنید. می‌بینید که یک خط کج‌و‌معوج ساده تمام زندگی شما را در خودش خلاصه کرده است؟ تمام کارهایی را که انجام داده‌اید و انجام نداده‌اید می‌شود در پیچ و تاب همین خط ساده دید. امضا شخصی‌ترین چیز در دنیاست، شخصی‌تر از مسواک، حوله و حتی گوشی تلفن همراهتان.

 خاطره‌ای در باب اهمیت امضا
در دوران تحصیل همکلاسی بانمکی داشتم که اسم کوچکش در خاطرم نیست اما نام خانوادگی‌اش ابوطالبی بود. ابوطالبی حرف نمی‌زد مگر این‌که معلمی او را مجبور به حرف زدن کند. تنها وقتی که داوطلبانه حرف می‌زد وقتی بود که یک فروشنده‌ی دوره‌گرد با بلندگوی دستی از کنار مدرسه ردمی‌شد. آن‌زمان فروشنده‌های دوره‌گرد زیادی بودند که در محله‌ها می‌چرخیدند و می‌گفتند که چه چیزی را می‌خرند یا می‌فروشند؛ مس، مفرغ، دمپایی پاره، پلاستیک کهنه، سماور، هندوانه، خربزه، سبزی قرمه، سبزی‌کوکو، سبزی آش و خیلی چیزهای دیگر. هر وقت یکی از این‌ها یا یکی از آن خدماتی‌ها که خدمتشان را در کوچه‌ها هوار می‌زدند مثل باغچه بیل‌زن‌ها یا سمپاش‌ها یا لحاف‌دوزها در كوچه‌ی مدرسه پیدایش می‌شه، ابوطالبی با صدای بلند می‌گفت: «درس نخونده» انگار که او را از درس نخواندن ترسانده باشند و هروقت که یکی از این دادزن‌ها از کنار خانه‌ی ابوطالبی رد شده، پدر یا مادرش به او گفته‌اند که اگر درس نخواند باید برود و در کوچه و خیابان هوار بکشد که خرج خانه و زن و بچه‌اش را در بیاورد. ابوطالبی نه شاگرد زرنگ بود و نه شاگرد تنبل، گرفتن نمره‌ی کمتر از 14 و بیشتر از 17 در مرامش نبود. حال و احوال او همیشه طوری بود که به چشم نمی‌آمد، او استعداد عجیب و غریبی در به چشم نیامدن داشت. کمتر معلمی برای درس پرسیدن او را صدا می‌کرد چون به چشم نمی‌آمد. او استعداد عجیبی در تقلید امضا داشت. کافی بود یک مرتبه امضایی را ببیند، طوری همان امضا را جعل می‌کرد که صاحب امضا هم نمی‌فهمید این امضا، امضای خودش نیست. هرکسی کاری داشت، می‌آمد سراغ ابوطالبی. ابوطالبی امضای مدیر، ناظم، معلم‌ها و اولیای بچه‌ها را جعل می‌کرد. دست آخر هم یکی از همان‌هایی که یکی دو مرتبه امضای جعلی ابوطالبی کارش را راه انداخته بود، از سر خود شیرینی ابوطالبی را فروخت که کارش بیشتر راه بیفتد. ابوطالبی تنها کسی بود كه در تمام سال‌های تحصیل شاهد اخراج شدنش بودم. او بچه‌ای دوست‌داشتنی‌ بود، بی‌ضرر بود و کم صدا به همین خاطر هیچ‌کس کینه‌ای از او به دل نداشت، این بود که یک مدرسه دانش‌آموز و معلم و ناظم سراغ آقای مدیر رفتند بلکه کوتاه بیاید و به ماندن ابوطالبی رضایت بدهد اما آقای مدیر کوتاه نیامد. دقیقا حرف‌های آخر آقای مدیر را خاطرم هست وقتی که از ما معذرت خواهی می‌کرد که نتوانسته ابوطالبی را در مدرسه نگه دارد. او به ما گفت امیدوار است حرف‌هایش را بفهمیم، گفت اگر درس نخوانده بود یا مرتکب هر خطای دیگری شده بود از سر تقصیراتش می‌گذشت، گفت که اگر از ابوطالبی سیلی خورده بود باز هم او را در مدرسه نگه می‌داشت اما مسئله‌ی جعل امضا، مسئله‌ی بسیار مهمی است. گفت امروز امضای من و ناظم و پدرها و مادرهای شما را جعل می‌کند و نهایت مسئله، انجام ندادن تکلیف و درس نخواندن است اما اگر با او برخورد قاطعی نشود، فردا امضاهای مهم‌تری را جعل می‌کند و خودش را گرفتار مسائل پیچیده‌تری می‌کند که به این راحتی‌ها حل شدنی نیستند. آقای مدیر می‌گفت که به خاطر شخص ابوطالبی این کار را کرده است تا او را نجات بدهد. نمی‌دانم حالا ابوطالبی کجاست؟ آیا تصمیم و سختگیری آقای مدیر به امروز او کمکی کرده است یا نه؟ امروز او یک جاعل حرفه‌ای اسناد دولتی شده است؟ یکی شبیه «جمشید جعلی» در سریال «شلیک‌نهایی» که «رضا کیانیان» نقش او را بازی می‌کرد یا به مدرسه‌ی دیگری رفته، درسش را خوانده و حالا موفق یا ناموفق برای خودش یک زندگی شخصی امن و روتین دارد...



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code