يادداشت

برهوت شمال جنوب

نویسنده: سحر دانشور
هفت تیر قفل شده است و خیابان نه چندان عریض و استانداردی که از پس ماشین‌های ساکنان خودِ شهر هم برنمی‌آید، مثل همیشه زیر بار ماشین‌های پرتعدادی که از بار و بندیل روی سقف، شماره‌ی پلاک‌ها و شمایل سرنشینانشان می‌شود فهمید مسافرند، مانده است...
#تعطیلات#طبیعت
 هفت تیر قفل شده است و خیابان نه چندان عریض و استانداردی که از پس ماشین‌های ساکنان خودِ شهر هم برنمی‌آید، مثل همیشه زیر بار ماشین‌های پرتعدادی که از بار و بندیل روی سقف، شماره‌ی پلاک‌ها و شمایل سرنشینانشان می‌شود فهمید مسافرند، مانده است. همه‌ی اینها هم که نبود از تغییر فصل می‌شد فهمید قرار است شهر دوباره به اشغال مسافران دربیاید و در برابر هجوم بی‌امان مردم خسته از گرمای جنوب کشور که برای تفریح و عوض کردن آب و هوا و غرق شدن در نسیم باغ‌ها، رودها و تپه‌های سرسبز و خنک بویراحمد و دنا به شمالی‌ترین نقطه‌ی جغرافیای زندگیشان پناه می‌آورند، از سر ناچاری دست‌هایش را به نشانه‌ی تسلیم بالا بیاورد، با کمترین خوشحالی و خوشامدگویی؛ نه اینکه مردم شهر بد باشند یا بدمهمان، که اتفاقا  لرها شهره‌اند به سخاوت و مهمان‌نوازی و صداقت. اما ماجرا برمی‌گردد به خود شهر و بافت مدیریتی‌اش. یاسوج شهر بسیار خوش آب و هوایی است و از نظر منابع طبیعی و گیاهی یکی از قابل توجه‌‌ترین فضاهای کشور است، همین ویژگی‌ها باعث شده در سال‌های گذشته مهم‌ترین مقصد جنوبی‌ها برای مسافرت باشد؛ حتی بعضی آن را شمال جنوب می‌نامند. در سال‌های اخیر نه‌تنها از تعداد مسافران کم نشده بلکه علاوه بر جنوبی‌ها اهالی استان‌های دیگر و دوردست‌تر هم اینجا را برای مسافرت انتخاب می‌کنند. ماجرا هر سال از آخر خرداد و اوایل فروردین شروع می‌شود و در تمام ایام تعطیلات پارک‌های کم تعداد و ضعیف شهر مملو می‌شود از جمعیت، ترافیک خیابان‌ها غیرقابل کنترل می‌شود، قیمت‌های اجناس سر به فلک می‌کشد، خیابان ها آلوده می‌شوند و کسی نیست تا به این همه مسافر امکانات بدهد و از حضورشان بهره‌ای حتی ناچیز ببرد. درواقع این اتفاق نه‌تنها به نفع یاسوج تمام نمی‌شود بلکه حین و پس از حضور مسافران، شمایل شهر به شهرهای جنگ‌زده پس از حمله‌ای سنگین شبیه می‌شود. من چندان از اقتصاد و توریسم سردر نمی‌آوردم اما خوب می‌دانم حضور پرتعداد و چشمگیر مسافر می‌تواند منشای سود بسیار برای هر شهر و دیاری باشد اما مدیران و مسئولان این شهر بی‌توجه به ظرفیت‌های استان و بی‌توجه به ظرفیتی که صنعت توریسم می‌تواند برایشان ایجاد کند،کمترین برنامه ای برای استفاده از این فرصت ندارند. آنها حتی برای شهری که با تکیه بر منابع طبیعی و فضای موجودش می‌تواند از بهترین تفرجگاه‌ها،  استراحتگاه ها، پارک‌ها و محیط‌های اسکان مسافران برخوردار باشد، پارک و تفرجگاه خاصی درست نمی‌کنند و مسافران رها می‌شوند در بلوارهایی که با چمن و چند قطعه وسیله‌ی بازی کوچک نام پارک بر خود نهاده‌اند. بقیه‌ی این ماجرا باشد برای نظریه‌پردازان اقتصاد و توریسم و مدیران شهری، البته اگر گوشی برای شنیدن و توانی برای كار باشد.



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code