این‌جا اسکاندیناوی نیست

نویسنده: محمدتقی حاجی‌موسی
سرم به لپ‌تاپ گرم بود و آن طرف اتاق، مهدیه، همسرم داشت اینستاگرامش را چک می‌کرد. مثل همیشه که حواسم به چندجا هست...
سرم به لپ‌تاپ گرم بود و آن طرف اتاق، مهدیه، همسرم داشت اینستاگرامش را چک می‌کرد. مثل همیشه که حواسم به چندجا هست، صدای ویدئوهایی را که باز می‌کرد، می‌شنیدم. معمولا وقتی چیز بامزه‌ای باشد، نظرم را هم همان‌طور وسط کار می‌دهم، این‌دفعه اما به نظرم چیز بامزه‌ای نبود. صدای دو دختر را می‌شنیدم که داشتند تند تند حرف می‌زدند و پیام‌هایی به دوست‌ها و آشنایانشان می‌دادند. فکر کردم این هم مثل هزاران ویدئویی است که هر روز در اینستاگرام می‌گذارند. برای همین واکنشی نشان ندادم. روز بعد در تحریریه، همه از ویدئوی قبل از خودکشی دو دختر اصفهانی حرف می‌زدند.
جزئیاتش را که تعریف کردند، فهمیدم من هم قبلا صدای آن را شنیده‌ام. تا دو روز بعد اما جرئت نکردم خودم ویدئو را ببینم؛ مثل چندین ویدئوی ناراحت‌کننده‌ی ماه‌های اخیر درباره‌ی قتل و تجاوز و... آخر سر اما مجبور شدم نگاه کنم. تقریبا همسن خواهر کوچک‌تر خودم بودند، با همان شور و حالی که دخترهای دبیرستانی دارند، با همان لحنی حرف می‌زدند که بسیاری از بچه‌های دوروبرم حرف می‌زدند. کلماتی را که استفاده می‌کردند، البته از دوروبری‌هایم کمتر شنیده بودم. کاری ندارم در ویدئو چه گذشت و آخرش چه شد. از همان لحظه‌ای که خبر را شنیدم تا پایان ویدئو اما پشتم تیر کشید و به خواهر کوچکم و همه‌ی دختر و پسرهای دبیرستانی که می‌شناختم، فکر کردم. فکر کردم چه اتفاقی برای ما افتاده که حالا باید چنین نگرانی‌هایی داشته باشیم. فکر کردم چرا بچه‌هایی در این سن و سال و شرایط که ما هم زمانی آن را تجربه كرده‌ایم، باید چنین رفتاری داشته باشند و به جایی برسند که این قدر بی‌پروا به فکر پایان زندگی‌شان بیفتند و تازه از آن فیلم هم بگیرند. فکر کردم خواهرم و دهها هزار دختر و پسر دیگر که تقریبا یک‌سوم شبانه‌روزشان را در مدارس می‌گذرانند، دقیقا چه چیزی یاد می‌گیرند که این‌گونه رفتار می‌کنند؟ این دو دختر که نابود شدند، برای بقیه‌ی بچه‌ها چه فکری کرده‌اند؟ آیا باز هم می‌خواهند سر صف به بچه‌ها توصیه کنند در اینترنت و شبکه‌های اجتماعی نگردند و از آوردن موبایل به مدرسه خودداری کنند؟ یک سوال دیگر هم داشتم که نشد از مسئولان مدرسه‌ی دخترها بپرسم. می‌خواستم بپرسم شما که هر روز بچه‌ها را می‌دیدید، هیچ وقت نشد با آن‌ها حرف بزنید؟ بفهمید توی سرشان چه می‌گذرد؟ دقیقا به چه فکر می‌کنند؟

تکمله: تو را به خدا نگویید در همه‌ی دنیا خودکشی و فلان و بهمان هست و این‌جا هم هست! این را برای آن‌ها گفتم که در جواب چنین حوادثی می‌روند سراغ آمار خودکشی جوانان اسکاندیناوی، این‌جا اسکاندیناوی نیست!



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code